لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
وز پی دیدن او دادن جان کار من است
شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز
هر که دل بردن او دید و در انکار من است
برچسب: لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است,لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است تفسیر,لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است تعبیر,
نویسنده: حسین نیکنام